تبليغاتX
همینطور ساده

من دارم بابا میشم

+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در یکشنبه 27 بهمن1387 و ساعت 11:56 |

 

 

 

 

با توجه به افزایش قتل های خانوادگی و بروز و ظهور این نوع خشونت خانوادگی اکنون پالس های خطرناک یک تحول اجتماعی در کشور احساس می شود و به نظر می رسد خشونت های ساختارشکنانه بیرون از دیوارهای منازل امروزه سمت و سوی جدیدی یافته و توانسته به مرزهای خانواده ایرانی که سال های سال مورد توجه و احترام تمام مردم دنیا بوده است نفوذ کند.
خشونت آموختنی است و گمان می کنم کارشناسان اعتقاد راسخ داشته باشند که بخش مهمی از رخدادهای اجتماعی سال های اخیر نتیجه نوع گفتمان کسانی است که این فرصت را در اختیار دارند تا با عامه مردم سخن بگویند. دیگرکشی را نمی توان موضوعی ساده تلقی کرد، خاصه آنکه به شکل یک مساله فراگیر درآید و هر روز تکرار شود.اگر تا دیروز می توانستیم جرائم گروه نوجوانان را در دخترها به مفاسد و در پسرها به نزاع نسبت دهیم و اعتیاد را نیز به عنوان منشاء اصلی بسیاری از مشکلات بپذیریم امروز باید بدانیم که جنایت های خانوادگی نیز به عرصه معضلات اجتماعی افزوده شده و هر روز نیز در حال تجدید و تکرار است.به همین لحاظ مسوولان کشور باید به سرعت برای این معضل چاره اندیشی کنند و راهکارهای عملی و علمی مناسب را برای مهارش به کار گیرند.در وهله نخست صدا و سیما وظیفه دارد با کاهش نمایش فیلم های خشن و کاستن از پخش تصاویری که خشونت را به مخاطب القا می کند به این رویکرد کمک کند.
مسوولان قضایی باید اجازه دهند تا محققان و پژوهشگران به سرعت بروز خشونت های خانوادگی را مورد بررسی قرار دهند و به علت و عوامل آن پی ببرند و راهکارهای پیشگیری از این گونه جرائم را پیشنهاد کنند.همچنین قضات دستگاه قضایی در مواجهه با مسائل مرتبط با حوزه خانواده باید بیش از پیش از خدمات مشاوران و روانشناسان بهره گیرند و در عین آنکه با مواد خشک قانون به اصدار رای می پردازند در اندیشه تاثیر تصمیمات خود نیز باشند و خاصه در مواجهه با دعاوی خانوادگی به این مهم توجه کنند که طول زمان رسیدگی و بعضاً حمله به شخصیت هر یک از طرفین دعاوی خانوادگی می تواند آثار جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد.برخی مسوولان نیز باید به جای فرافکنی، قدری در بیان نظرات شان دقت کنند و به جای بهره جستن از رویکرد تهاجمی و خشونت گونه و گاه همراه با تهمت و برچسب چسبانی، به تلطیف افکار عمومی بپردازند.
این نکته بسیار حائز اهمیت است که تلویزیون و رادیو به عنوان اثرگذارترین رسانه شناخته شده به جای انتشار تصاویر خشونت بار و تکان دهنده و پخش برنامه های صرفاً سیاست زده و خالی از بار عاطفی و نمایش سریال های سراسر اندوه و مملو از خانواده ستیزی و نزاع های کلامی به سمت ایجاد وفاق در خانواده ها حرکت کند و به آسیب شناسی اختلافات درازمدت بپردازد. همچنین برای رفع این معضل، گرانی و فقر لجام گسیخته و فاصله طبقاتی شدید را باید پذیرفت و به سرعت به رفع آن پرداخت چرا که به عنوان مثال در یکی از جنایت های اخیر اختلاف زن و شوهر تنها بر سر ۳۰۰ هزار تومان  برای بازپرداخت بدهی مرد به صاحبخانه بوده است.دیگر آنکه خانواده ها نیز به این نکته توجه داشته باشند که حفظ خانواده به هر قیمتی و تحت هر شرایطی امری نادرست و غیرعقلانی است و اگر چنین نبود خداوند طلاق را به عنوان یک راهکار مناسب در هنگامه اختلافات شدید پیش پای بشر قرار نمی داد. جنایت توام با مکافات است و طبعاً ادامه این روند به شکاف عمیق چندین نسل خواهد انجامید زیرا در زمان وقوع یک جنایت و جنحه تمام عناصر اجتماع تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت.
+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 9:43 |
Birthday

 

 

 

+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 و ساعت 19:34 |

۱- آقا جان وبلاگ ما سه سالش تموم شد  رفت برای سال چهارم

   به به  خیلی ممنونم

۲- در چنین روزهایی پارسال بنده به جرگه زن ذلیلان پیوستم

بدین دو مناسبت از شما دوستان ایثارگر خواهشمندم با جانفشانی تمام  مرا به خاطر این دو اتفاق دلداری و همراهی روحی بنمایید

+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 و ساعت 19:15 |
ده برابر شدن افزايش نرخ تورم نسبت به افزايش رشد اقتصادي، از نشانه‌هاي رکود اقتصادي کشور به شمار مي‌رود که با ادامه سياست‌هاي انبساطي و افزايش هزينه‌هاي بي‌رويه دولت که در بودجه سال 1387 به مرز 300 هزار ميليارد تومان نزديک شده است، خطر جهش تورمي مجدد را افزايش داده است.
با وجود شرايط استثنايي اقتصاد ايران در سال 1386، نتايج به دست آمده، عملکرد کلي سيستم اقتصادي کشور را در حد پايين‌تر از متوسط قرار داده است.

 گرچه برخي از کارشناسان در صحت و دقت آمارهاي اقتصادي منتشر شده از سوي سازمان‌هاي دولتي نظير بانک مرکزي، گمرک و مرکز آمار ايران تشکيک مي‌کنند، اما حتي اگر اين آمارها مبناي قضاوت در رابطه با عملکرد اقتصاد کشور در سال 1386 قرار گيرد، نتايج نگران‌کننده‌اي را به همراه دارد.

در حالي که درآمد نفتي کشور از 63 ميليارد دلار در سال 1385 به درآمد بي‌سابقه 75 ميليارد دلار در سال 1386 رسيد، رشد اقتصادي کشور تنها با 0.5 درصد افزايش از 6.2 درصد در سال 1385 به 6.7 درصد در سال 1386 افزايش يافت که نشان‌دهنده عدم استفاده مناسب از درآمد نفتي در بخش‌هاي توليدي و صنعتي کشور است.

اين در حالي است که رشد بخش نفتي در حد 5.7 درصد باقي ماند که نشانگر وضعيت بحراني اين صنعت از نظر سرمايه‌گذاري جديد براي بهره‌برداري از منابع نفتي به‌ويژه منابع مشترک با کشورهاي همسايه است.
در همين حال، متوسط نرخ رسمي تورم از 13.6 درصد در سال 1386 با افزايش 5 درصدي از مرز 18 درصد گذشت و شاخص قيمت‌ها در ماه‌هاي پاياني سال 86، گراني بيش از 20 درصدي را نسبت به پايان سال 1385 نشان داد.

ده برابر شدن افزايش نرخ تورم نسبت به افزايش رشد اقتصادي، از نشانه‌هاي رکود اقتصادي کشور به شمار مي‌رود که با ادامه سياست‌هاي انبساطي و افزايش هزينه‌هاي بي‌رويه دولت که در بودجه سال 1387 به مرز 300 هزار ميليارد تومان نزديک شده است، خطر جهش تورمي مجدد را افزايش داده است.

سطح صادرات غير نفتي که با احتساب صادرات ميعانات گازي و پتروشيمي به مرز 20 ميليارد دلار سيده است، اما بدون بخش‌هاي نفتي در حد 8 ميليارد دلار باقي مانده است نيز باعث شد تا تراز بازرگاني کشور بدون نفت، با توجه به واردات 53 ميليارد دلاري به 45 ميليارد دلار برسد که نشان دهنده واردات بي‌رويه و فشار سنگين به صنايع داخلي در برابر رقباي خارجي است.

تداوم سياست دولت مبني بر رشد حجم شرکت‌هاي دولتي که با افزايش حجم 17 درصدي بودجه در سال 1387 همراه شده است، بار ديگر اجراي سياست‌هاي کلي اصل 44 را با ترديد مواجه ساخته، به ويژه آنکه تقريبا کل واگذاري‌هاي انجام‌شده در سال 1386 که در چارچوب سهام عدالت و بورس انجام شده است، عملا از يک سازمان دولتي به سازمان ديگري واگذار شده و مديريت اين شرکت‌ها همچنان در اختيار دولت است.

به نظر مي‌رسد با توجه به شرايط اقتصادي جهان، کاهش ارزش دلار و رکود اقصادي، سال 87 آخرين فرصت ايران براي استفاده از درآمد نفتي در جهت ايجاد جهش در توسعه اقتصادي کشور باشد
+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 18:9 |
 
جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایرانی‌کشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند با بی‌رحمی تمام به قتل رسیدند و اموالشان به غارت برده شد. این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده است.
جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایران‌کشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .

نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده است. از آن جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.

 بر مبنای کتاب استر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» می‌خواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.

اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی‌اش قبول نمی‌کند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب می‌کند. ملکه جدید که «هدسه یا استر» نام دارد, به همراه عده‌ای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخای را جانشین وی می‌کنند.

آنها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی می‌گیرند.

این جمع در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند, با بی‌رحمی تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت می‌برند.

گفتنی است یهودیان هنوز هم با گذشت 26 قرن به مناسبت این پیروزی و قتل عام بی‌سابقه تاریخی جشن می‌گیرند.

آنها در این روز لباس‌هایی شبیه شخصیت‌های داستان پوشیده و با بازی‌ کردن نقش‌های آنها این جنایت بزرگ را تجدید خاطره می‌کنند.

این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده است. این نحسی 13 که برخی از آن اسم می برند مرتبط با پوریم و این نسل کشی است.

ایرانیان از همان زمان, سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت برخی یهودیان آن زمان که آنها را سراسیمه از خانه و کاشانه‌اشان فراری داده‌ بودند, برگزیده و سر به کوه و صحرا می‌گذارند.

این نسل‌کشی را می‌توان نوعی هولوکاست به حساب آورد. هولوکاستی که در طی 3 روز 70 هزار ایرانی (البته بسیاری از منابع و کارشناسان این رقم آورده شده در تورات را دور از ذهن می دانند)به قتل رسید. هولوکاستی که تبدیل به یکی از بزرگترین جشن‌های آیینی یهودیان شده است.

یهودیان در این روز برای شکرگزاری به درگاه خدا روز گرفته و به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

استر نام آخرين دفتر از كتاب تورات است. اين كتاب در اواخر عهد هخامنشي و يا پس از آن نوشته شده است. بنابر نوشته بسیاری از مورخین و کارشناسان تاریخ, مطالب كتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاكم بر جهان ، يعني صهيونيست ها و فراماسون ها است.

اين كتاب عمق نفرت و انزجار تند برخی يهودیان نسبت به غير يهوديان به ويژه ايرانيان را نشان مي دهد. شدت و تندي نفرت بحدي است كه خاخام ها و فقيهان قوم يهود در سده اول ميلادي مطمئن و متفق القول نبودند كه آيا بايد كتاب استر را در كتاب مقدس بياورند يا نه؟

مارتين لوتر از رهبران پروتستان ها نقل شده است كه « اي كاش اين داستان وجود نداشت.»

این جشن گرفتن یهویان در تمام دنیا در حالی صورت می‌گیرد که کشته شدن حتی یک انسان جنایتی بزرگ محسوب می‌شود. این جنایت چیزی جز نژاد پرستی و بی‌ارزشی یک قوم نیست.

یهودیانی که, هیتلر را متهم به یهودی سوزی (هولوکاست) نموده‌اند, باید به پیشینه سیاه تاریخی خود برگردند و هولو کاست واقعی را در تاریخ اقوام خود جستجو کنند.

در جنگ جهانی دوم یهودیان, میلیون‌ها مسیحی را کشتند و در ادامه, راه کشتار در فلسطین را در پیش گرفتند و هزاران تن از مسلمانان و مسیحیان به دست صهیونیست‌ها قتل عام می‌شوند.

صهیونیستها تمام اقوام به جز خودشان را از جنس اسب می دانند.

آنها در گذشته به سپاهیان خود می گفتند که به سرزمین ایران و یا اعراب و یا حتی مسیحی‌ها رسیدید رحم نکنید. زنان، کودکان، الاغ، شتر و چهارپایانشان را بکشید تا دو سوم جهان تمام شود و تنها یک سوم جهان که همان یهودی‌ها هستند بمانند.

این کشتار فقط برای یافتن سرزمینی برای یهودیان و صهیونیستهای بی جا ومکان صورت می گرفت.

از کشتارهای عصر جدید به دست صهیونیست‌ها می‌توان ترور کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا را نام برد که هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

صهیونیستها, در حالی که فریاد حمایت از آزادی و نجات بشر سر می دهند هر روز هولوکاست تازه ای رقم می زند. از نمونه های بارز این جنایتها قتل عام اخير مردم غزه است.

در روزی که یهودیان در اکثر نقاط دنیا به جشن و پایکوبی برای مراسم پوریم دارند صدها کودک و زن فلسطینی به شهادت می رسند.

يک بار ديگر صهیونیزم در جنگي بدون مرز و با عنوان نبرد پيشگيرانه به کشتار زنان ، کودکان ، انديشمندان و نخبگان مسلمان دست يازيده است. سربازان تا دندان مسلح آمريکايي و انگليسي بدون هيچگونه پشتوانه فکري و عقلي با بيرحمانه ترين شيوه ها آمال و آرزوي سران يهودي دنيا را برآورده مي سازند.
+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 10:40 |

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

    

 برآمد باد صبح و بوی نوروز              به  کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال       مبارک بادت این روز وهمه روز

 

جشنهای آیینی عموماً مناسبتها وخصلتهای ویژه ای دارند که در میان اکثراقوام مشترک است ، مهمترین ویژه گیهای جشن یا عید ، ریشه های مذهبی ، اساطیری آن است که به آن هاله ای از تقدیس می بخشد . واژه جشن از ریشه YAZ ، به معنی نیایش وپرستش است است وجشن نوروز نیایش در روز نو است وسپاس این که سالی دیگر از زندگی آغاز شد که سر سال است وپیشانی سال نو... واعتقاد پارسیان در مورد نوروز آن است که اولین روزی است که زمانه وبدو فلک به گشتن آغاز شده .

در عین حال ، جشن به واقعه ملی خاصی که رنگ اسطوره به خود گرفته است نیز تعلق دارد و وسرانجام ، مناسبت دیگر جشن یا عید ، رابطه آن با طبیعت است .

در ایران علاوه بر جشنهای دینی ومذهبی مثل عید قربان ، عید فطر ، عید مبعث ، عید غدیر و... جشنهای باستانی واسطوره ای مثل نوروز وجود دارد که از دوران کهن به یادگار مانده است .

آیین نوزور  به ایران باستان بازمی گردد . یعنی حتی قبل از زرتشت وبابلیان ، بهار وسال نو را جشن می گرفتند وصورت قدیمی آن تقرایباً به حدود سال 2340 قبل از می لاد مسیح باز می گردد. در کتیبه های بابلی از مراسمی  به نام عید اَکتیو سخن رفته که برگزاری آن دوازده روز طول می کشیده است که اکنون نیز دوازده روز آغاز سال جشن نو روزاست

عید نوروز را چنین گفته اند که مچون جمشیدبرای خود تخت ساخت ، در این روز بر آن سوار شد وجن وشیاطین آن را حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد ومردم برای دیدن امر در شگفت شدندواین روز عید گرفتند .

در ادبیات فارسی ، شاعران ونویسندگانی چون فردوسی ، منوچهری ، عنصری ، ابوریحان ،جریر طبری ، مسعوئدی ، مسکویه ، گردیزی و...  چشن نوروز را به جمشید نسبت می دهند .

بنابه روایات شاهنامه حکیم توس ، جشن فرخنده نو روز در آغاز فروردین از یادگارهای جمشید است . چون جمشید به پادشاهی رسید واین کار خیلی بزرگ به نظر آمد ، آن روز را که روز تازه ای بود ، جمشید عید گرفت .

جشن نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است وشاید تنها جشن وآیین ملی است که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلاوشکوه هدفداری نیز بدان بخشیدوبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراست .

در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت  داده اند وگفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد ، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت و شکوه پیش به او بازگشت وپادشان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند ((  نوروز آمد )) .

مرحوم علامه مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول امام جعفر صادق (ع) روایت  کرده است که روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده وآن روز ، روز فرخنده ای برای طلب حاجت وبرآورده شدن آرزوهاست ... کسب دانش ، مسافرت وخرید وفروش در آن روز  خجسته وبیماران رو به بهبودی می گذارند .

علامه مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز واین که نوروز روز موافق با روز مبعث و27 ماه رجب بود ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید، چنین آورده است ؛ پس حضرت صادق به معلی فرمود : (( چون نوروز شود غسل بکن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و به بهترین بویها خود را خوشبو کن ودر آن روز ، روزه بدار ، پس چون از نماز پیشین وپسین ونافله های آن فارغ  شوی چهار رکعت نماز بگزار ، هر دو رکعت یک سلام ، در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه  سوره مبارکه قدر ودر رکعت دوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه کافرون ودر رکعت سوم بعد از  حمد ده بار سوره مبارکه توحید ودر رکعت چهارم بعد از نماز ، سجده شکر بجای آور وبگو ... ( دعایی که حدود 8 سطر) چون چنین کنی ،گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .

در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز  می خوانیم که حضرت جعفر بن صادق (ع) می فرمایند: (( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند ، همان روزی است ه آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد . همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت . همان روزی است که خداوند زندگی بخشید به آنان که از ترس مرگ از خانه وکاشانه خود بیرون شدند وهزاران تن بودند ، پس خداوند به آنان فرمان داد که بمیرند ، سپس ایشان را در این روز ( دوباره ) زنده کرد . همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد وهمان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد . همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند . همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد . همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد . وهمان روزی که قائم ما ( قائم آل محمد )واولیای امر در آن ظهور کنند .

امام صادق می فرمایند : هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج ( ظهور قائم آل محمد عج ) هستیم ؛ چرا که نوروز از روزهای ما وشیعیان ما است .

آری نوروز ، روزی که خلقت آغاز شد ، روزی که امام عصر (عج) در آن ظهور می کند ، روزی که خلافت علی (ع) شروع شد .

روزی که مبارک وخجسته خوانده شده وروزی که عید است ، بازگشت است ، آغاز تجلی آیات ونعمات الهی است . شروع رحمت است وروزی است که انسانها را در (( یا محول الحول والاحوال )) به نیاز به معبودی برای تحول  خویشتن دعوت می کند .

جشن نوروز روز گنجینه ای است از تمامی این معناها ، ارزشها ، مناسک وآیینها ، فروردین ماه برای ایرانیان نماد شکوه وزیبایی وپیام آور مهربانی وامید وشادی وپیروزی است .

 امسال هم همانند دو سال گذشته نوروز را با یاد وخاطره شهید کربلا ، سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ویاران وفادار ایشان آغازمیکنیم ، امامی که مظهر مهر است ، امامی که عشق و محبت را به دل ها باز مي گرداند. امامی که با یادآوری یادو شهامت وفداکاریش  بازار عطوفت، همدلي و مدارا دوباره رونق مي گيرد و ايثار وفداکاری  در انسانهای عاشق او دوباره قوت می گیرد.

سالي دوباره آغاز می شود، ساعاتي كه پاكند. براي ملاقات با اين ساعات ملکوتی ، ساعاتی که برایمان  یاد آور قیامت است ،یاد آور زنده شدنی دوباره ،باید پاك باشيم و آراسته همچون طبيعت، پس باید همه چیز را پاکیزه کنیم ،خانه هایمان را تمیز وغبار غم واندوه وکینه ها را از دلهایمان دور بریزیم وبا دلی مالامال از مهر ومحبت به استقبال سال نو برویم . بانام خدا سالی پربار را شروع کنیم سالی که همراه با پیشرفت علمی ومعنوی باشد؛ در آن لحظات معنوی برای ظهور آقا امام زمان (عج) وسلامتی ایشان  ومقام معظم رهبری و استقلال کشورمان دعا کنیم .

 

+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در سه شنبه 28 اسفند1386 و ساعت 17:57 |

کاش بودی و ما در جستجوی صبوری دردآشنا به جماران می آمدیم و همه شکوه هامان را یکباره بیان می کردیم و تو توصیه به حق می کردی و صبر و ما آرام می شدیم و رقبای ما آرام می شدند و کینه و نفرت را از دل بیرون می کردند . و ایران سرشار از مشارکتی فراگیرمی شد ومشروعیت این نظامی که با خون شهیدان و همیاری مردم ورهبری داهیانه تو شکل گرفت، بار دیگر تضمین می شد . ولی افسوس که تونیستی و ما باید شکوه پیش خدا ببریم و با تنهایی خود خو کنیم ودر انتظار بمانیم که ما فرزندان عصریم و انتظار کیش ماست . اما انتظاری فعالانه نه منفعلانه .
از گذشته های دور دور چیز زیادی یادم نمی اید . اما نام تو را گنگ و محو در آن عمق خیالم انگار به یاد دارم . شاید دوران دو سه سالگی که گاه مادر مرا همراه خود برای ملاقات پدر می برد که به جرم ظلم ستیزی مدتی را میهمان زندان پهلوی بود . و آن گاه که مادر در خوف و هراس هرلحظه هجومی دوباره به خانه و دستگیری مجدد پدر به سر می برد و این هراس و دلواپسی انگار پس زمینه زندگی ما بود و تاثیرش را بر قصه های مادر می گذاشت و همراهمان بود و بود .
یادم هست اما که تو مرجع شجاع و محبوبی بودی که بردن نامت ممنوع بود و نامت هراس آور بود که روح الله بودی. شنیدن نامت لرزه براندام دشمنانت می انداخت و موجب غرور دوستانت می شد.  نامت برای ما آشنا بود و دوست داشتنی .
همین را یادم هست و و خاطرات دیگری که به تدریج پر رنگ تر می شود تا سالهای قبل از انقلاب و تا روزهای انقلاب که تصویرت به تدریج  روشن و روشن تر از نجف و بعدها از پاریس به دستمان رسید با عطر سیب درختی که برآن تکیه می زدی و از همان جا رهبری می کردی انقلابی را به عظمت و شکوه همه گذشته ایران .
پدر که دوریت را تاب نیاورد و راهی شد ما هم داشتیم کم کمک خود را برای دیدار آماده می کردیم .اما نوید آمدنت ما را ماندگار کرد در وطن و روزهای سخت و سرد با گرمای هم بستگی مردمی و عشق مبارزه با طاغوت سپری شد .
ابتدا تظاهرات شبانه بود کوچک و محلی در کوچه پس کوچه های شهر بعد از عبادت شامگاهی .و من آن شبها شاهد گلوله خوردن هم رزمانی بودم از جنس خودم و تنها چیزی که نمی شناختم ترس بود . کم کمک این تظاهرات شبانه به  روزها کشید و بزرگ و بزرگ تر شد از قیطریه تا شهیاد . و مأموریت های شبانه شد فریاد الله اکبر بر پشت بام ها . و آن شب هجوم را فراموش نمی کنم که سربازان به بن بست جواهری آمدند برای ایجاد رعب و پژواک فریاد من، نوجوان دانش آموز مدرسه علوی و دیگر اهالی محله مان ، انگار بدجوری نشست بر گوش هایشان و ضربه ها بود که بر درب آهنین خانه مان با قنداق تفنگ هاشان می نشست و چند تیر هوایی ناگهان سکوت را میهمان محله ما کرد سخت و سهمگین . ما به دنبال پنهان کردن تصاویر و نوارهای سخنرانیت بودیم و مادر نگران عروس باردارش و همسایه ها هراسان زنگ می زدند و التماس می کردند که در را باز نکنید می کشندتان که مسبوق به سابقه بود این عمل در کمال سفاکی  . چه شد که آنان راه خود گرفتند و ما از بد حادثه در امان ماندیم، نمی دانم اما فریاد ما شبهای دیگر هم خاموش نشد و روزهایمان به تشییع پیکر شهدا سپری می شد در بهشت زهرا و سردخانه و غسالخانه و گورهایی که به وفور کنده می شد برای درآغوش گرفتن اجساد پاک شهیدان وطن و چه حس کردنی بود بوی بهشت آن روزهای گلوله وخون در شهر و دیار ما  .
پدر آمد و نوید آمدنت را داد و ما قلبهامان را به استقبال فرستادیم از پاریس تا تهران و قلبهامان را باند فرودگاهت کردیم و تو آمدی و ما شاخهشاخه گل های رنگارنگ را در مسیر راهت کاشتیم و خود به مراقبت از آن ها ایستادیم .
نو ابتدا برای سلام دادن به شهدا به بهشت زهرا رفتی و همان جا تکلیف آخرین کابینه پهلوی را تعیین کردی با تودهنی محکمی که به دهان دولت زدی و
بازگشتی به تهران و در مدرسه علوی مستقر شدی و هنوز از رنج سفر نیاسوده باردادی برای ملاقات با مردمی که به عشق دیدار یا سرماها را به جان خریده در صفی دراز ایستاده و انتظارت می کشیدند . وما آمدیم الله اکبر گویان و تو مهربانانه پذیرایمان شدی و این برنامه هر روزه ما بود در خیابان ایران و دیگران حسرت این حسن هم جواری را می خوردند . و توبودی و22 بهمن آمد و شهد شیرین پیروزی در کامهایمان ریخته شد و ... چقدر گفتنی دارم از آن روزها تا جنگ که کاممان را تلخ کرد و تا رقم خوردن باشکوه ترین داستان زندگیم و عقدی که تو بستی و توصیه ای که تو کردی برای سازشی دوطرفه  و اشک هایی که ناخودآگاه جاری بود بر گونه های ما و دستان پرمهری که از زیر عبا بوسیدم و آرامشی که بر من مستولی شد وقتی برای دوام زندگیمان دعا کردی و ...
چقدر گفتنی دارم از آن روزها برای فرزندانم ونسلی که تورا نشناختند و نمی شناسند چون معرفت به شأن و جایگاه تو را امروز بعضی نمی پسندند ونمی خواهند .  برای آنان که هزاران سوال و ابهامشان را با روش های غلط حاکمان بر سرنوشتشان و تدابیر غلط مسئولین بی مسئولیت وارونه پاسخ می گیرند و آنان معترضند به ما برای وضعیت امروزشان و ما می مانیم وواژگونگی ناریخی که فقط سه دهه از آن گذشته و وقایعی که هنوز قهرمانانش درقید حیاتند و ما می مانیم و انحراف از اهداف و آرمان های انقلاب که فرزندانش هنوز حی و حاضرند .
و ما می مانیم وحذف همه آنانی که دل در گرو اسلام وانقلاب وایران دارند و به بهانه های واهی رد می شوند وطرد می شوند و ایزوله می شوند و ...
اینک چقدر سخت است در آستانه سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ازکژی ها و سستی ها وعدول از ارزش ها و انحرافات سخن گفتن و مگر می شود نگفت و سکوت کرد وشریک گناه شد ؟
امروز دیو رفت وفرشته بیرون آمد و ما بارها و بارها سرود پیروزی خواندیم وشادمانی کردیم اما در همین امروز فرزندان تو و پیروان صدیق تو هزاران شکوه و اعتراض دارند که برای بیانش به سوی مرقدت می شتابند و مرثیه ها برای مدفون شدن آرمان های انقلاب می سرایند در محضر توو می دانم که توغمگینی این روزها ازآن چه بر ایران و ایرانی می گذرد  و من یادم می آید که تو روزهای پایان عمرت را دلخون بودی سخت و یادم می آید که دائم سفارش به وحدت می کردی و خود داعیه دار این اتحاد و اتفاق بودی هرچند از اختلاف سلیقه ها و چند صدایی در جامعه طرفداری می کردی و اگر بودی چه سخت عذاب می کشیدی از بی اخلاقی های مکرر مسئولین وتاب نمی آوردی بی نصیب ماندن قریب به اتفاق کاندیداهای اصلاح طلب را از رقابتی سالم .
می دانم چه می خواستی ومی دانند . هرچند هرگز رأیت را کسی ندید و ندانست .
این روزها بار دیگر ایران با نام تو پیوند دارد و من بیش از همیشه دلتنگم برای تو و برای آن نصیحت های مشفقانه و آن دعوت به سلم و دوستی و صلاح . دلم تنگ است برای تو وآن چهره آرام وقلب مطمئن تو برای آن قلبی که تحمل اندکی کژی را نداشت و ذره ای ظلم را تاب نمی آورد . کاش بودی و ما در جستجوی صبوری دردآشنا به جماران می آمدیم و همه شکوه هامان را یکباره بیان می کردیم و تو توصیه به حق می کردی و صبر و ما آرام می شدیم و رقبای ما آرام می شدند و کینه و نفرت را از دل بیرون می کردند . و ایران سرشار از مشارکتی فراگیرمی شد ومشروعیت این نظامی که با خون شهیدان و همیاری مردم ورهبری داهیانه تو شکل گرفت، بار دیگر تضمین می شد .
ولی افسوس که تونیستی و ما باید شکوه پیش خدا ببریم و با تنهایی خود خو کنیم ودر انتظار بمانیم که ما فرزندان عصریم و انتظار کیش ماست . اما انتظاری فعالانه نه منفعلانه . 

+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 10:1 |

مجلس شوراي اسلامي مهمترين نماد و مظهر دموكراسي در ايران است تا جايي كه از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نهادي در راس امور نام گرفت. يكي از ويژگي هاي مجلس در طول 7 دوره ، آن بوده است كه برخلاف قوه مجريه هيچگاه به طور مطلق ، يكدست و يا خالي از حضور جريان رقيب نبوده است .  همواره جناح هاي مختلف با عناوين گوناگون اعم از اصلاح طلب(چپ) و اصولگرا(راست)در زمان حضور اكثريتي از رقيب، اقليتي براي اظهار نظر و پيشبرد برنامه هاي خود و بيان نقد از درون قوه مقننه داشته اند. از اين رو انتخابات مجلس همواره از مهمترين رقابت هاي انتخاباتي در كشور مي باشد .

مسير انتخابات مجلس هشتم

اصولگرايان: برغم برتري نامزدهاي منتسب به اصلاح طلبان در اولين مرحله از نهمين دوره انتخابات  رياست جمهوري در مجموع آرا و درصد آرا ، نتيجه نهايي انتخابات پيروزي نامزدي بود كه جريان اصولگرا به گونه اي او را منتسب به خود دانست. اقدام اصول گرايان پرسشي را به ذهن متبادر مي ساخت که چه دليلي براي اين همه تاكيد وجود دارد ؟  اصولگرايان (به ويژه بخش سنتي آن) همچنان مي توانند پيروزي رييس جمهور كنوني را به نام خود مهر كنند اما چگونه مي خواهند عدم حضور خود را در كابينه هفتاد ميليوني دولت اصولگراي نهم توجيه نمايند؟  پاسخ اين پارادوكس ها در سومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا داده شد. جايي كه در رقابت ميان حاميان رييس جمهور و اصولگرايان سنتي ، اصلاح طلبان و نيز نامزدهاي نزديك به يكي از رقباي جدي رييس جمهور در انتخابات گذشته و احتمالا آينده ، وارد پارلمان شهري شدند. نتيجه اين انتخابات ، به صدا درآمدن زنگ خطر براي دولت و اصولگرايان بود. در تحليل اوليه درون جناحي ، غرور ،  انحصاري شدن طرفداري از دولت  و ناكامي در همراه سازي مردم  و... و در نهايت «عدم ائتلاف» از جمله دلايل اين ناكامي عنوان شد .

اصلاح طلبان : سوالي كه امروز از سوي برخي اصلاح طلبان در واكنش به برداشت هاي بديع برخي اصولگرايان  از نتيجه انتخابات رياست جمهوري نهم مطرح شده است ، اين است كه اگر  آراي مهدي كروبي 2 درصد افزايش يافته بود و مرحله دوم با رقابت ميان هاشمي رفسنجاني و مهدي كروبي آغاز مي گشت آيا تحليل گران نزديك به دولت مي توانستند  از موج جديد اصولگرايي و ظهور معجزه در انتخابات خبر دهند؟ نتيجه انتخابات شكست جريان اصلاح طلب  بود.  كم  توجهي به مشكلات معيشتي مردم ، قطع كانال ارتباطي ميان اصلاح طلبان و مردم و ...  و در نهايت «عدم ائتلاف» به عنوان برخي دلايل اين شكست تمام عيار مطرح گرديد.

ائتلاف يا عدم ائتلاف

      آنچه كه دو جريان اصلي سياسي كشور را به اين نتيجه رسانده است تا در آستانه انتخابات مجلس هشتم از "مدل هاي جديد ائتلاف" يا "فرمول هاي ائتلاف" سخن بگويند تجارب حاصله از انتخابات رياست جمهوري بود كه انتخابات شوراهاي سوم آن را تكميل كرد.

     اصولگرايان و فرمول 5+6 : فعاليت انتخاباتي  اصولگرايان براي انتخابات مجلس هشتم همانند انتخابات هاي گذشته با نامي جديد آغاز شده است . عنوان جديد «جبهه متحد اصولگرايان» مي باشد كه هيات اجرايي آن با تركيبي 6 نفره كار خود را آغاز نموده. اندكي بعد گروهي 5 نفره تحت عنوان گروه مرضي الطرفين انتخاب و در نهايت امور انتخاباتي اين جريان به هياتي 11 نفره معروف به گروه 5+6 سپرده شده است. اگر در تركيب گروه 5 نفره ، بيشتر چهره هاي غير حزبي و ريش سفيد حضور دارند ، گروه 6 نفره را تركيبي از نيروهاي حامي دولت ، جبهه پيروان خط امام و رهبري و اصولگرايان جديد تشكيل مي دهند. گروهي كه نايب رييس اول مجلس شكل گيري آن را كاملا دموكراتيك خواند و اعضاي آن ، گروه جديد را متعادل ، جامع الاطراف و مورد قبول همه اصولگرايان دانستند. وظيفه اين گروه كه در راس تشكيلات جهت هماهنگي اصولگرايان انتخاب شده است ، علاوه بر نظارت و برنامه ريزي انتخاباتي ، تصميم گيري پيرامون فهرست هاي انتخاباتي مي باشد. عمده ترين تلاش اين جريان پنهان نگاه داشتن اختلافات دروني ، اقناع سريع جريان هاي معترض ، ممانعت از بازتاب رسانه اي انتقادات و در يك كلام نمايش وحدت اصولگرايان در آستانه رقابتي حساس و سرنوشت ساز مي باشد. هر چند كه جريان هايي در درون اردوگاه اصولگرايي اين فرمول را تاب نياورده و انتقاداتي را از آن مطرح نموده اند و بعضا فعاليت هاي انتخاباتي موازي را نيز آغاز كرده اند. جمعيت آبادگران جوان ، طيف نزديك به محسن رضايي با نام جبهه اتحادملي ، اصولگرايان مستقل و آبادگران جهادي از آن جمله اند. عمده ترين انتقاد به فرمول جديد ائتلاف از سوي بيادي عضو شوراي شهر تهران و دبير جمعيت آبادگران جوان عنوان شد آنجا كه بيان داشت عده‌اي كه در اين شورا دور هم جمع شده‌اند، در خانه‌ي خود نيز رأيي ندارند چه رسد به رأي‌آوردن از سوي مردم. محسن رضايي نيز ضمن اعلام موافقت با گروه  پنج‌نفره مرضي الطرفين  اعلام داشت كاري با هيات اجرايي 6 نفره ندارد . دبير کل ائتلاف آبادگران جهادي هم برخلاف باهنر روند انتخاب اعضاي گروه 11 نفره را غير دموكراتيك خوانده و اعتراض خود را  نسبت به جبهه متحد اصولگرايان اعلام كرد.

     مدل جديد ائتلاف اصلاح طلبان : برخلاف اصولگرايان ، اين بار اصلاح طلبان بودند كه فعاليت انتخاباتي خود را در سكوت آغاز كردند و به دنبال شكل دادن به مدل جديدي از ائتلاف بودند. بحث هاي انتخاباتي در اردوگاه اصلاح طلبان  در  سه كانال  اصلي  تعقيب  مي شود :  مجمع مشورتي، شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و حزب اعتماد ملي .
     مجمع مشورتي حاصل جلسه حدود 300 فعال سياسي اصلاح طلب با سيدمحمدخاتمي ، رييس جمهور پيشين بود. تقاضاي فعالان سياسي براي ايفاي نقش او در به وحدت رساندن نيروهاي اصلاح طلب جهت شركت در  هشتمين  دوره  انتخابات  مجلس موجب شد تا در يك نظرخواهي متقابل ميان مهمانان و ميزبان ، شورايي 21 نفره براي بررسي شرايط انتخابات مجلس هشتم و چگونگي ايجاد يك ائتلاف حداكثري تشكيل شود. اين شورا اندكي بعد عنوان مجمع مشورتي را بر خود نهاد و جلسات آن از روزهاي آغازين سال جديد شروع شد. چهره هاي حاضر در اين مجمع تركيبي از شخصيت هاي حزبي و غير حزبي اصلاح طلب بودند كه طي جسلات متعدد به بحث و تبادل نظر درخصوص اهداف و برنامه هاي اصلاح طلبان در انتخابات آتي پرداختند. از سوي ديگر شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات نيز اندكي با تاخير بحث هاي انتخاباتي خود را آغاز كرد. شوراي هماهنگي در اولين قدم از ورود به مباحث انتخاباتي ميان دو گزينه قرار گرفت. گزينه اول تاييد حركت آغاز شده از سوي سيدمحمدخاتمي بود و گزينه دوم فعاليت مستقل انتخاباتي. اعضاي شوراي هماهنگي گزينه اول را تاييد  كردند اما در مقابل از سيدمحمدخاتمي خواستند تا نسبت به گسترش مجمع مشورتي اقدام كند ، از اين رو 6 فرد جديد را جهت عضويت در مجمع مشورتي به وي پيشنهاد كردند تا در نهايت همراه با دو چهره ديگر ، تركيب مجمع مشورتي 29 نفره شود. برغم اينكه افراد حاضر در مجمع مشورتي به اعتبار شخصيت حقيقي خود دعوت شده بودند اما در مرحله اول 11 نفر و در مرحله بعد 17 نفر از آنها منتسب به احزاب عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بودند. با توجه به اينكه اكثريت احزاب اصلاح طلب شوراي هماهنگي ، به عضويت مجمع جديد در آمدند ، اين مجمع ستاد انتخاباتي خود را به رياست موسوي لاري تشكيل داده است تا بتواند  در تعامل با جبهه اصلاحات و ساير احزاب و شخصيت ها اقدام به شكل دادن به ائتلافي حداكثري نمايد. از سوي ديگر حزب اعتماد ملي از مدت ها قبل فعاليت هاي انتخاباتي خود را آغاز كرده است. برغم تاكيد اين حزب مبني بر حضور مستقل در انتخابات و جريان سازي رسانه هاي اصولگرا مبني بر اختلاف ميان اصلاح طلبان ، آنچه در واقعيت بيش از پيش خود را نشان مي دهد ائتلاف نهايي ميان جريان هاي اصلاح طلب اعم از مجمع مشورتي ، جبهه اصلاحات و حزب اعتماد ملي است كه نمونه آن در انتخابات شوراها مشاهده گرديد. البته در اردوگاه اصلاح طلبان نيز برخي چهره ها و تشكل ها از لزوم شكل گيري ائتلاف اصلاح طلبان بر مبناي اعتدال سخن مي گويند و برغم انتقاداتي كه به برخي عملكردها وارد مي كنند عمده هدف خود را شكل گيري ائتلافي حداكثري در جريان اصلاح طلبي مي دانند.

     مستقل ها : انتخابات مجلس همواره شاهد حضور و پيروزي نامزدهاي مستقل در انتخابات بوده است. اين انتخابات در برخي حوزه ها كه تعداد آنها هم كم نمي باشد نه در دايره نفوذ احزاب و تشكل هاي سياسي كه زير سايه افراد برگزار مي شود و حمايت و عدم حمايت احزاب تاثير بالايي در موفقيت و ناكامي نامزدها ندارد . اين حوزه ها غالبا حوزه هاي كوچك با مناطق روستايي گسترده هستند كه دغدغه هاي آنها بيش از آنكه مسائل سياسي باشد دغدغه هاي معيشتي و رفاهي مختص آن منطقه است.
     در نتيجه ، تجارب انتخابات هاي پيشين و حساسيت ها و اهميت هاي مجلس آتي ، دو جريان اصلي سياسي را به ضرورت ائتلاف و هماهنگي واقف نموده است. اما آنچه كه آشكار مي باشد آسان بودن كار اصلاح طلبان براي هماهنگي و ائتلاف حداكثري به نسبت اصولگرايان است. اصلاح طلبان خارج از قدرت هستند و به حداقل ها راضي اند. اما اصولگرايان به ظاهر در قدرت شريك اند اما طيف گسترده اي از آنها –سنتي-  جايي در قوه مجريه ندارند . تجربه انتخابات شوراها نشان داد كه اگر بخش سنتي نتواند ابزار مناسبي –مانند اهرم هاي پارلماني- در دست داشته باشد مورد اعتناي دولت نهم قرار نمي گيرد. از سوي ديگر دولت نهم نيز مي خواهد در اجراي برنامه هاي خود مستقل از هر گروه و جرياني حتي طيف نزديك به خود باشد ، از اينرو شكل گيري ائتلاف در اين اردوگاه قدري مشكل مي نمايد.

اهميت انتخابات

اصلاح طلبان: هرچند نتيجه انتخابات مجلس هفتم منجر به خروج اصلاح طلبان از اكثريت مجلس و تبديل به اقليتي كوچك شد ، اما نتيجه انتخابات رياست جمهوري خروج كامل يا به تعبيري اخراج آنها را از كليه امور اجرايي و اداري كشور رقم زد. شكست در انتخابات مجلس هفتم بدنبال واگذاري شوراي شهر دوم تهران به اصولگرايان آغاز شد و پس از مجلس نيز ، واگذاري قوه مجريه. اما ، شكست هاي پياپي و تلاش رقيب براي نمايش رو گرداني مردم از اصلاح طلبان در انتخابات شوراهاي سوم و حتي  انتخابات خبرگان علائمي مبني بر غلط بودن پاره اي تحليل ها مبني بر مرگ اصلاحات را عيان ساخت. موفقيت در انتخابات مجلس هشتم حتي به صورت تشكيل اقليتي قوي يا فراكسيوني همطراز با رقبا ، شانس موفقيت در انتخابات رياست جمهوري آتي را افزايش مي دهد. اهميت اين حضور براي اصلاح طلبان بدينگونه است كه آنها در فضايي كه از حداقل تريبون ها و رسانه ها براي بيان ديدگاه هاي خود و پيشبرد برنامه هاي خويش برخوردارند مي توانند آزادانه تر به نقد عملكرد دولت نهم پرداخته و برنامه هاي خود را براي بازگشت به قدرت بيان كنند.
 
     اصولگرايان: شكست سنگين حاميان دولت در انتخابات شوراها زنگ خطر را براي اصولگرايان به صدا در آورد  چرا كه توانسته بودند شوراهاي دوم و مجلس هفتم و سپس رياست جمهوري نهم را به نام جريان خود سند بزنند. زنگ خطر از اين جهت بود كه تاكنون حتي در ايران سابقه نداشته است در اولين انتخابات پس از روي كار آمدن دولتي ، جريان نزديك به آن متحمل شكست سنگيني شود. كه البته موفقيت نسبي اصولگرايان در شوراي شهر تهران نيز بيش از آنكه عنوان اصولگرايي داشته باشد تحت عنوان اصولگرايان اصلاح طلب و متعلق به طيف شهردار كنوني تهران بود. از اين رو شكست سنگين حاصله ، بروز اختلافات عديده دروني و نقدهاي جدي پارلماني از سوي نمايندگان منتقد اصولگرا  كه خود را آماده حضور مستقل در انتخابات مجلس مي كنند تداوم پيروزي هاي اين جريان را در هاله اي از ابهام قرار داده است. ناكامي دولت در عملي كردن وعده هاي خود به ويژه در حوزه اقتصادي ، موج گسترده تورم و گراني و ... نيز مزيد بر علت شده است تا اصولگرايان شرايط حساس تري نسبت به اصلاح طلبان آماده نقد داشته باشند. اهميت انتخابات آتي براي اصولگرايان در آن است كه شكست و از دست دادن اكثريت مطلق در مجلس آتي ، نمايش پاره شدن زنجيره پيروزي هاي پياپي و در نهايت واگذاري قوه مجريه به اصلاح طلبان باشد. اگر براي اصلاح طلبان موفقيت در انتخابات مجلس – ولو تشكيل اقليتي منسجم ، قوي و موثر- مقدمه ورود به قدرت باشد در مقابل نشانه پايان دوره اي است كه تحليل و تفسير هاي عجيب و شگرفي براي آن ارائه شده بود.

چالش ها

     جريان ها و گروه هاي سياسي در حالي وارد رقابت هاي انتخاباتي مجلس مي شوند كه چالش هايي در برابر همه آنها وجود دارد .

     تعيين صلاحيت ها : نامزدها پيش از ورود به انتخابات مي بايست صلاحيت شركت در انتخابات را بدست آورند. از اين منظر شايد اصولگرايان كمترين دغدغه خاطر را داشته باشند. اما اصلاح طلبان برغم اينكه تصميم گرفته اند ضمن حركت آرام چهره هايي را به ميدان بفرستند كه كمترين حساسيت را داشته باشند نمي توانند فارغ از اين موضوع به انتخابات بيانديشند. چرا كه نحوه تعيين صلاحيت ها ممكن است ضمن دگرگون نمودن وضعيت شركت برخي از گروه ها در انتخابات ، موجب تغيير آرايش در ائتلاف ها به ويژه اردوگاه اصلاخ طلبان شود از اين رو اين مساله مي تواند نخستين چالش بر سر راه اصلاح طلبان باشد .

     رسانه ها : مهمترين نقش در هر انتخاباتي بر عهده رسانه هاست. چرا كه روند و جهت اطلاع رساني و نقد مي تواند تاثير بسزايي بر فعاليت جريان ها و حتي نتيجه يك انتخابات داشته باشد. از بعد رسانه ملي يقينا اصولگرايان نگراني خاصي ندارند چرا كه رسانه ملي در حالت مطلوب  اگر حتي گرايشي به سمت آنها نداشته باشد  رقيبي براي آنها نخواهد بود. اما اين وضع در اردوگاه اصلاح طلبان متفاوت است. اصلاح طلبان نمي توانند نگراني خود را از جهت خاص اطلاع رساني صداوسيما در برخي برنامه هاي خبري پنهان كنند آنجا كه عمده اخباري كه بعنوان اخبار اصلاح طلبان انتشار مي يابد حاكي از اختلاف و پخش اخبار منفي در اين جريان است. رسانه هاي مكتوب نيز حوزه نفوذ محدودي دارند اگر چه تعداد رسانه هاي اصلاح طلبان كمتر از اصولگرايان بوده و با توجه به توقيف برخي از نشريات مشخص نيست همين تعداد موجود آنها تا زمان انتخابات بتوانند به حيات خود ادامه دهند.

     تبليغات : با اصلاح قوانين انتخاباتي در مجلس اين گونه احساس شده است كه با توجيه صرفه جويي در امر فعاليت ها و رقابت هاي انتخاباتي ، برخي اقدامات تبليغاتي نامزدها محدود شده است. ممنوعيت چاپ پوستر و الصاق آن بر ديوار و ... نمونه اي از اين اصلاحيه است. منتقدان استدلال مي كنند كه اين امر به ضرر نامزدهاي جديد و ناشناخته است . همچنين تفسير هايي كه بر اينگونه قوانين مي رود مي تواند منجر به خودمحدودسازي نامزدها در فعاليت هاي انتخاباتي گردد.

     زمان برگزاري انتخابات : تاكنون اعتراضات نسبتا مشتركي نسبت به زمان برگزاري انتخابات از سوي دو جناح عمده كشور بيان شده است. منتقدان استدلال مي كنند روز 24 اسفندماه يعني چند روز قبل از آغاز سال نو زمان مناسبي براي برگزاري انتخابات نيست. چرا كه درگيري مردم با برنامه هاي خود در آخر سال هم موجب اخلال در امور انتخاباتي مي شود و هم ممكن است منجر به كاهش شركت كنندگان در انتخابات شود. از سوي ديگر منتقدان اظهار مي دارند در حوزه هاي انتخابيه بزرگ نظير تهران و چند شهر بزرگ كشور ، امر شمارش آرا ممكن است چندين روز به طول بيانجامد و ممكن است كشيده شدن امر اجرا و نظارت به تعطيلات موجب تضييع حقوق انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان شود.

     سلامت  انتخابات : در جريان انتخابات شوراها بيشترين اعتراض درخصوص نحوه شمارش آرا از سوي اصلاح طلبان اعلام گشت. آنها بيان داشتند كه نمايندگان آنها در حوزه هاي شمارش آرا نتوانسته اند به خوبي بر امور پس از اخذ آرا نظارت داشته باشند. ممنوعيت ورود خبرنگاران به ستاد انتخابات كشور و بر چيدن شدن ميز نظارت احزاب بر انتخابات در همان ستاد دليل هايي شد كه اصلاح طلبان نگراني هاي خود را بر آنها نيز مستند سازند. از اين رو دور از انتظار نيست كه تقاضاي احزاب براي احياي ميز نظارت بر انتخابات در ستاد انتخابات كشور و فرمانداري ها مجددا پيگيري شود و احزاب مختلف به ويژه اصلاح طلبان آنگونه كه بيان داشته اند نسبت به تشكيل سازمان نظارت بر انتخابات در درون تشكل و ائتلاف خود اقدام كنند.

جريان هاي حاضر در انتخابات

     در حال حاضر نمي توان به سادگي و قطعيت از تعداد ائتلاف ها و نام جريان هاي سياسي براي  ورود به رقابت هاي انتخاباتي سخن گفت. اما يك نكته مهم را مي توان متذكر شد و آن اينكه در اين انتخابات نيز همانند رقابت هاي گذشته برغم حضور و فعاليت گسترده احزاب و اتئلاف ها ، همچنان شخصيت هاي برجسته نقش محوري را در ائتلاف سازي و جريان سازي دارند. فارغ از بحث پيرامون چرايي اين موضوع مي توان  بر اساس احتمالات جريان هاي زير را در انتخابات آتي مورد شناسايي قرار داد :  ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان بر مبناي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و مجمع مشورتي با محوريت سيدمحمدخاتمي ، حزب اعتماد ملي با محوريت مهدي كروبي ، جبهه متحد اصولگرايان بر مبناي ائتلاف ميان جبهه پيروان خط امام و رهبري ، حاميان دولت و اصولگرايان جديد و با نقش آفريني چهره هايي چون باهنر ، عسگراولادي و ... ، جبهه اتحاد ملي با محوريت محسن رضايي، نيروهاي نزديك به محمدباقر قاليباف  ، اعتدال گرايان به عنوان حد ميانه جريان اصولگرا و اصلاح طلب با محوريت حسن روحاني  و جمعيت آبادگران جوان . همچنين در حال حاضر  ائتلاف هايي نيز در حد نام مطرحند مانند اصلاح طلبان معتدل ، ائتلاف حزب اله و... .
      با اين اوصاف و با عنايت به اينكه بروز اختلاف هاي بالقوه در درون جريان اصولگرا مي تواند به جدايي حاميان دولت از اصولگرايان سنتي منجر شود و يا رد صلاحيت ها   مي تواند برخي از گروه هاي اصلاح طلب را از شركت در انتخابات منصرف و ائتلاف جديد و دگرگون شده اي را شكل دهد باعث شده است تا   پيش بيني درخصوص سهم احتمالي اين ائتلاف ها و جريان ها در مجلس آتي دشوار شود. در حال حاضر زماني در حدود 7 ماه به رقابت انتخاباتي باقي مانده است و با گذر زمان مي توان بهتر روند انتخابات را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.

     درپايان اشاره  به نقش غيرقابل انكار هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات ضروريست. هر چند وي از انتساب به جناح هاي مختلف دوري مي كند  ،  اما گرايش او به جريان اصلاحات به ويژه در سالهاي اخير قابل انكار نيست. البته نمي توان از هاشمي رفسنجاني انتظار مشاركت در ارائه ليست واحد داشت اما  و او مي تواند نقش موثري در امر انتخابات به ويژه در بحث تعيين صلاحيت نامزدها ايفا كند و اين نقطه اي است كه اصلاح طلبان اميد زيادي به آن دارند

 

+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در چهارشنبه 12 دی1386 و ساعت 10:53 |
 
 بی نظير بوتو در 30 اکتوبر 2000 ميلادی به خبرنگار نشريه فرانسوی لوموند چاپ پاريس در ‏لندن گفت:« فکر روی کار آوردن طالبان از انگليس ها بود، مديريت آنرا امريکايی ها کردند، هزينه ‏آنرا سعودی ها پرداختند و من اسباب آنرا فراهم کردم و طرح را اجرا کردم.» ‏

خانم بوتو زمانی به قول خودش پروژه طالبان را با فکر انگليسی، مديريت امريکايی و مصرف عربی ‏از سوی خادمان حرمين شريفين اجرا کرد که در آن وقت (1993تا 1996) صدراعظم پاکستان بود. و ‏ژنرال بابر دوست و متحد پيشين پدرش و عضو ارشد حزب مردم که در نقش پدر و مربی طالبان ‏ظاهر شد وزارت داخله را در کابينه او بدوش داشت. بی نظير در سال 1996 از صدارت برکنار شد و ‏سپس در سال 1999از سوی حکومت ژنرال پرويز مشرف متهم به فساد مالی گرديد. او از ترس ‏گرفتاری و محاکمه به اتهام فساد به تبعيد خود خواسته پرداخت و سالهای زمامداری ژنرال مشرف را ‏تا اين وقت در لندن و امارات متحده عربی بسر برد. ژنرال پرويز مشرف رئيس دولت پاکستان در ‏بهار سال روان 2007 دستور توقف رسيدگی به تخلفات مالی او را صادر کرد که این اقدام به ‏گفتگوهای دوطرف بر سر مشارکت در قدرت انجاميد. سرانجام بی نظير بتاريخ 18 اکتوبر 2007 ‏وارد پاکستان شد تا با کسب مجدد کرسی صدارت پاکستان ماموريت جديد خود را بازهم به مديريت ‏امريکايی ها انجام دهد. ماموريتی که در جهت معکوس ماموريت پيشين او قرار داشت اما هم اکنون او به دست نیروهای تحت تربیت خود چند روز پیش به قتل رسید .
+ نوشته شده توسط یکی مثل شما در چهارشنبه 12 دی1386 و ساعت 10:33 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar

New Page 2

This free script provided by explorer blog

*
*
*
*
*
*
*
اين صفحه را خانگي صفحه ي خانگي خود کنيد Select object example بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog